بهار 92
بالاخره بهار 92 با همه قشنگي هاش از راه رسيد. اين عيد دوم پسر كوچولوي من بود. امسال عيد بعد از عيد ديدني هامون رفتيم شيراز به همراه دختر خاله هاي مامان معصومه و منصوره و آقا محسن و هليا. با وجود تمام سختي با دو بچه كوچولو به همه خيلي خوش گذشت واقعا شيراز عالي و قشنگ بود...
هفته دوم عيد هم طالقان بوديم و اونجا براي باربد شلوغ و پرماجرا بود
خدارو شكر عيد خوبي بود و خيلي خوش گذشت..
هفته دوم كاري فروردين من يعني از 24 فروردين باربد گذاشتم مهد روز اول خودم هم باهاش بودم و بعد از يك ساعت اوردمش خونه ديروز روز دوم مامانيش ساعت 10 و نيم آوردش خونه من صبح انقدر اونجا گريه كردم كه انداختنم بيرون نه تنها براي باربد بلكه براي همه بچه هاي اونجا.. و امروز روز سومش بود نمي دونم چطوري براش گذشته ولي براي من كه خيلي سخت بود.........
دوست دارم زودتر برم خونه تا پيش پسر كوچولوم باشم .........
اين روزا بابد عاشق توپ بازي دوست داره شوت كنه
همه حرفها رو تكرار مي كنه مثل طوطي ميمونه
تو خونه مدام به من چسبيده ولي وقتي ميريم بيرون دنبال همه چيز و همه كس به جز من
مهربون تر از هميشه است مدام براي همه بوس مي فرسته
از هرجايي بخواد بره جاي ديگه براي هر چيزي كه اونجا باشه باي باي مي كنه مثلا براي تخت، در، توپ و ..
عزيز كوچولوي من مامان عاشقته


بهار 92
