ماه رمضان 92
امسال ماه رمضان براي من خيلي سخت بود ولي به باربدخان خيلي خوش گذشت چون همش در حال گشت و گذار بود. دو روز اول هفته خونه بابابزرگش كرج و دو روز هم خونه خاله ناهيد و در نهايت روز چهارشنبه با بابا تا ظهر تا من از سر كار بيام. دو هفته اين روال ادامه داشت تا اينكه هفته سوم رفتيم طالقان و دوتايي يك هفته مونديم. خيلي خوش گذشت روزا اب بازي ظهرا شيطوني تو مسجد بعدازظهرا بازي هفته چهارم هم دو روز كرج و دو روز تهران و دوباره چهار روز رفتيم طالقان و تا عيد فطر مونديم و اينبار حسابي خوش گذشت چون همه دور هم بوديم و شكر خدا همه شاد و خندان........
تو اين مدت كه باربد جونم خونه بابابزرگ بود حرف زدنش خيلي بهتر شده همه كلمات رو ميگه و با جمله هاي كوتاه و كشدار منظورشو خوب بيان ميكنه.....بعضي حرفاش شده تكه كلام مثل اين كه ميگه پيدا شوووووودم....ايناهاشم......
رقصيدنش هم خيلي پيشرفت كرده روي پاشنه راه ميره و دوتا دستاشو حالت بشكن زدن باز ميكنه و راه ميره...تو دوشب اخر كه همه جمع بودن كارمون اين بود كه بشينيم و دست بزنيم تا ايشون برقصه از خنده اشك همه رو درمياورد......اينقدر شيرين و مهربونه كه همه عاشقشن
حرفهاي جديد باربد
بشينم بخورم گنده شم توپولي شم..
سميا و دايي اينا بيان
سميا بيا نروووووو
تخه مرغ بشكونم بپزم بخورم
ساز بزنم
هاپو كوچو بياد نون بخوووره
داييي ووو زن دايييي ووو بيان
اميررضا دادششي
آخوووند.......
سيميني بخورم سرخ كن (سيب زميني)
بده ......خودشه
.... يادم نمياد زياده همش داره حرف ميزنه كله ادم ميخوره
هر چيزي كه مي بينه از برگ درخت گل مصنوعي زنبور و گاو و الاغ و مجسمه و .......... ميگه ميتسم از دو متري ادم هم دور نميشه خيلي خيلي هم مراقب خودشه با احتياطه باباش براش گيتار خريده خيلي دوسش داره به كتاباش هم علاقه داره داستانشو تعريف ميكنه دوست داره براش بخونم هنوز هم تا ميرم اشپزخونه مياد دنبالم و كشوها رو باز ميكنه و يه چيزي بر ميداره.....تنها تو اتاق بازي نمي كنه و دورو برم بازي ميكنه و هنوز توجهي به تلويزيون نداره و خوشش نمياد
رابطه خوبي با خوابيدن نداره از شدت خواب چشاش باز نميشه ولي تا لحظه اخر مقاومت ميكنه و با كوچكترين صدايي هم از خواب پا ميشه براي همين من همش خوابم مياد....
از ميوه خوشش نمياد و بهشون لب نميزنه جديدا شير گاو ميخوره و غذاش هم بد نيست ......
همچنان عاشق ارتباط با ادماست و توجه زيادي به اسباب بازي هاش نداره كارايي كه ديگران مي كنند خيلي روش تاثير ميزاره مثل كباب پختن، دلر زدن اره كردن و ..... مدام اداي اين كار را در مياره
امروز 22 ماهگيش هم تموم ميشه و من همچنان منتظرم كه بزرگ شدنش ببينيم ميخوام كه هميشه سلامت و شاد و موفق بشه........خدا رو به خاطر وجودش لحظه به لحظه شاكرم.........


ماه رمضان 92
