باربدباربد، تا این لحظه: 15 سال و 13 روز سن داره

پسرم باربد

مسافرت به مشهد

1392/4/29 11:17
نویسنده : مريم
249 بازدید
اشتراک گذاری

خداروشكر كه امام رضا بعد از مدت ها ما رو طلبيد و ما يعني من و مامانم و خاله سيما و مادرشوهرم با پسر كوچولمون رفتيم مشهد.

روز26 خرداد پرواز داشتيم و تا چهارشنبه در زاير سراي نفت اقامت كرديم. خدارو شكر سفر خوبي بود و به همه ما خوش گذشت.

به باربد مامان هم از همه بيشتر خوش گذشت چون هم سوار هواپيما شد هم قطار هم اتوبوس و هم اينكه مامان و مامانيشو و عزيزش و خاله سيما هم پيشش بودن و مرتب نازشو مي كشيدن.

باربد هم كه عاشق مكان هاي جديد، ادمهاي جديد و ماجراهاي جديده از ديدن حرم امام رضا با اون همه لوستر و نور به وجد اومده بود البته از شلوغي اونجا خوش نمي اومد ولي نگاهش از سقف هاي ايينه كاري حرم برداشته نمي شد جالبه كه مي گفت دايي ...لوشتر يعني اين لوسترها رو را دايي زده...............

خيلي تو شهر چرخيدم تو هر تاكسي كه سوار مي شديم به راننده مي گفت بابابزدگ... ناناي...ظبط .....سي دي .....

عاشق فضاي بازي جلوي هتل شده بود خاله سيما ميبردش اونجا بازي ميكرد روز آخر منظر آژانس بوديم كه بريم راه آهن داشت اونجا بازي ميكرد وقتي ميخواستيم سوار ماشين بشيم آقا نمخواست بياد با گريه آورديمش مدام ميگفت باژي باژي........

شب همه خسته و كوفته سوار قطار شديم فردا صبح هم كه بيدار شد و خودش و تو قطار ديد واقعا هنگ كرد تو راهروها مي دويد و شيطوني واي كه من چقدر خسته بودم...

بازهم خدا روشكر كه پسري تو سفر مريض نشد و اذيت نشد خستگي من فداي سرش

به اميد سفرهاي بعدي...........

 

پاساژ الماس

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به پسرم باربد می باشد