باربدباربد، تا این لحظه: 15 سال و 12 روز سن داره

پسرم باربد

اولين مسافرت هوايي باربد

خدا جون چقدر خوش گذشت تو اولين سفر سه تايي مون به كيش دوشنبه 19 ديماه من و حميد با باربد كوچولمون رفتيم كيش نمي دونستم پسرم چقدر عاشق هواپيماست از وقتي اومديم مدام ميگه هماما و صداي فيشششششششش و حركت دست   با اينكه اونجا خيلي اذيت ميكرد ولي خيلي خوش گذشت، اذيتش در اين حد بود كه شبا چندبار بيدار مشد، ظهرا كه ما خسته بوديم نمي خوابيد فقط همين.... تو هتل با شيطوني هاش همه رو عاشق خودش كرده بود، تو رستوران هتل سمت ميز همه مي رفت فكر مي كرد همه فك و فاميلاشن رو ديوار هاي هتل پر از تابلو بود تا مي ديد فوري پشت سر هم مي گفت عكششش يا با آبنما هايي كه مي ديد...
25 دی 1391

اولین لبخند باربد

امروز ٢١ آبانماه ٩١ درست یکسال از اولین لبخند پسرم می گذره. سال پیش دقیقا فردای اولین ماه زندگیش بود که اولین لبخندش رو دیدم و خستگی تمام ماه های قبل از یاد رفت. شیرین ترین حس تو تمام زندگیم. انقدر خوشحال شدم که فریاد می زدم تا یکی بیاد و ببینه که داره لبخند میزنه... وای خدایا به خاطر چشاندن شیرینی این لحظه ازت ممنونم....     ...
21 آبان 1391

حرفاي جديد باربد

پسرم خيلي دوست داره مدام بگه من من من مـــــــــــن ما هم در جوابش بايد ازش بپرسيم كي از همه قشنگتره ؟ كي از همه عزيزتره ؟      تازشم پسرم عاشق چرخه ، هر مدل چرخ و هرچيزي كه بچرخه ميگه : چرخ چــــــرخ راستي بچم هر روز صبح بايد خونه رو جارو كنه خيلي هم كار داره و سرش شلوغه علاقه ي خاصي هم به كفش داره و حتي به جورابم ميگه : كــــپش كـــــــپش   ...
3 آبان 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به پسرم باربد می باشد